معني لغات انگليسي مورد استفاده در گوشي هاي موبايل
Recent-تازه ، جديد، اخير، متاخر، جديدالتاسيس
Duration-مدت ، استمرار، طى ، سختى ، بقاء
Current-جريان ، جارى ، رايج ، معاصر، متداول ، شايع ، تزند، تزن
Reject-رد کردن ، نپذيرفتن
Summary-خلاصه ، مختصر، موجز، اختصارى ، ملخص ، انجام شده بدون تاخير، باشتاب
Visibility-پيدا، پديدارى ، قابليت ديدن ، ميدان ديد، ديد
Remote-دور، پرت ، دور دست ، جزئى ، کم ، بعيد، متحرک
Valid-قوى ، سالم ، معتبر، قانونى ، درست ، صحيح ، داراى اعتبار، موثر
Key-جزيره کوچک سنگى يا مرجانى ، کليد، راهنما، وسيله راه حل ، کليدبستن ، کليدکردن ، کوک کردن ، بااچاربستن
Trackـشيار، لبه ، باريکه ، پيگردى کردن ، رد پا، اثر، خط اهن ، جاده ، راه ، نشان ، مسابقه دويدن ، تسلسل ، توالى ، ردپاراگرفتن ، پى کردن ، دنبال کردن
Remoteـور، پرت ، دور دست ، جزئى ، کم ، بعيد، متحرک
Visual-ديدارى ، بصرى ، ديدنى ، وابسته به ديد، ديدى
Tutorial- )tutor(اموختار، لله ، معلم سرخانه ، ناظر درس دانشجويان ، درس خصوصى دادن به
Retrieve-بازيافتن ، دوباره بدست اوردن ، پس گرفتن ، جبران کردن ، اصلاح يا تهذيب کردن ، حصول مجدد
Tuning-ميزان سازى
Verify-بازبينى کردن ، رسيدگى کردن ، صحت و سقم امرى را معلوم کردن ، مميزى کردن ، تحقيق کردن
Management-داره ، ترتيب ، مديريت ، مديران ، کارفرمايى
Track-شيار، لبه ، باريکه ، پيگردى کردن ، رد پا، اثر، خط اهن ، جاده ، راه ، نشان ، مسابقه دويدن ، تسلسل ، توالى ، ردپاراگرفتن ، پى کردن ، دنبال کردن
Protect-حراست کردن ، نيکداشت کردن ، نگهدارى کردن ، حفظ کردن ،حفاظت کردن ، حمايت کردن
Object- چيز، مقصود، شى ء، موضوع ، منظره ، هدف ، مفعول ، کالا، اعتراض کردن ، مخالفت کردن
identifier
معين کننده هويت.
attache
وابسته.
forward
جلو , پيش , ببعد , جلوي , گستاخ , جسور , فرستادن , رساندن , جلوانداختن , بازي کن رديف جلو.
media
پوشش مياني سرخرگ , رسانه ها.
right
مستقيم , راست , درست , صحيح , واقعي , بجا , حق , عمودي , قاءمه , درستکار , در سمت راست , درست کردن , اصلا ح کردن , دفع
usage
استفاده , کاربرد.
contain
محتوي بودن , دارا بودن , دربرداشتن , شامل بودن , خودداري کردن , بازداشتن.
file
پرونده , بايگاني کردن.
certificate
گواهينامه , شهادت نامه , سند رسمي , گواهي صادر کردن.
label
برچسب , اتيکت , متمم سند يا نوشته , تکه باريک , لقب , اصطلا ح خاص , برچسب زدن , طبقه بندي کردن.
cyber
مطالعه ومقايسه بين دستگاه عصبي خودکارکه مرکب از مغز واعصاب ميباشدبادستگاه الکتريکي ومکانيکي , فرمانشناسي.
trust
اعتماد , ايمان , توکل , اطمينان , پشت گرمي , اميد , اعتقاد , اعتبار , مسلوليت , امانت , وديعه , اتحاديه شرکتها , اءتلا ف , اعتماد داشتن , مطملن بودن , پشت گرمي داشتن به.
root
ريشه , بن , اصل , اصول , بنياد , بنيان , پايه , اساس , سرچشمه , زمينه , ريشه کن کردن , داد زدن , غريدن , از عددي ريشه گرفتن , ريشه دار کردن.
module
پيمانه , واحد.
caller
ديدني کننده , صدا زننده , دعوت کننده , ملا قات کننده.
network
شبکه.
summary
خلا صه , مختصر , موجز , اختصاري , ملخص , انجام شده بدون تاخير , باشتاب.
reject
رد کردن , نپذيرفتن.
none
هيچ , هيچيک , هيچکدام , بهيچوجه , نه , ابدا , اصلا.
defined
تابع تعريف شده.
group
گروه , گروه بندي کردن.
confirm
تاييد کردن , تصديق کردن , تثبيت کردن.
date
خرما , درخت خرما , نخل , تاريخ , زمان , تاريخ گذاردن , مدت معين کردن , سنه.
zone
بخش , قلمرو , مدار , مدارات , کمربند , منطقه , ناحيه , حوزه , محات کردن , جزو حوزه اي به حساب اوردن , ناحيه اي شدن.
separator
الت خامه گيري , دستگاه تجزيه , فارق , جدا ساز.
alarm
هشدار , اگاهي از خطر , اخطار , شيپور حاضرباش , اشوب , هراس , بيم و وحشت , ساعت زنگي , :از خطر اگاهانيدن , هراسان کردن
operator
گرداننده , عمل کننده , تلفن چي.
app
ترساندن , وحشت زده شدن.
remote
دور , دوردست , بعيد.
mode
رسم , سبک , اسلوب , طرز , طريقه , مد , وجه.
sensor
حساس , حسي , گيرنده يا دريافت کننده خاطرات حسي , ضبط کننده.
power
قدرت , توان , برق.
saver
نجارت دهنده , پس انداز کن.
time
وقت , زمان , گاه , فرصت , مجال , زمانه , ايام , روزگار , مد روز , عهد , مدت , وقت معين کردن , متقارن ساختن , مرور زمان را ثبت کردن , زماني , موقعي , ساعتي.
out
خارج , بيرون از , خارج از , افشا شده , اشکار , خارج , بيرون , خارج از حدود , حذف شده , راه حل , اخراج کردن , اخراج شدن , قطع کردن , کشتن , خاموش کردن , رفتن , ظاهر شدن , فاش شدن , بيروني.
sleep
خواب , خوابيدن , خواب رفتن , خفتن.
security
ايمني , امان , امنيت , اسايش خاطر , اطمينان , تامين , مصونيت , وثيقه , گرو , تضمين , ضامن.
Application-درخواست ، درخواست نامه ، پشت کار، استعمال ، کاربرد، استفاده